شازده مسافر مجله جامع دیجیتال گردشگری، سفر و ایرانشناسی

چهل پنبه

به دنیا اومدن یه بچه ی شیرین و کارهای شیرین تری که همدانی ها انجام میدن

چهل پنبه یکی از رسوم مردم همدان

رسم چهل پنبه برای به دنیا اومدن بچه توی همه ی شهرهای ایران و حتی دنیا هم میشه گفت که خیلی شیرینه و خونواده ها از این اتفاق خیلی زیاد خوش یمن و مبارک به وجد میان و تا مدت های زیادی هم خوش حال هستن و برکت به دنیا اومدن بچه رو حسابی توی زندگیشون حس می کنن.

کلا به دنیا اومدن بچه خیلی شیرینه و چنان لذت و انرژی ای به آدم میده که حد و اندازه ندازه. بچه خودش منبع انرژی مثبته مخصوصا وققتی که یه نوزاد رو توی بغلت می گیری چنان حس خوبی بهت منتقل میشه که دلت نمی خواد دیگه زمین بذاریش. حالا از این رویاهای شیرین بیایم بیرون اصلا می خواستم یه چیز دیگه بگم که این شکلی رفتم تو رویا و داستان.

البته میدونید دست خودم نیست اصلا، کوچک ترین حرفی که راجع به بچه پیش میاد همه ی هوش و حواس من رو با خودش میبره.

بگذریم از این حرفا…!
ما یه همسایه ای داشتیم که به شدت با هم خوب بودیم و رفت و آمدمون با همدیگه خیلی زیاد بود. یه بچه ی خیلی خوشگل خدا به این همسایه ی عزیزمون هدیه داد که خیلی هم شیرین بود. این همسایه ی ما اصالتا اهل همدان بود و یه سری رسم ها و آداب رسوم خاص خودشون رو هر چند وقت یه بار انجام میدادن.

البته که برای هر شهری یه سری آداب مخصوص به خودشون وجود دارن که به مناسبت های مختلف اون رو انجام میدن ولی خب یه سری از کارها خیلی شیرین و جالبه به نظر من.
اهالی هر شهر و روستایی طبیعتا برای به دنیا اومدن یه نوزاد یه سری کارهای خاص خودشون رو انجام میدن که بعید میدونم جای دیگه لنگه ی اون انجام بشه یا این که چیزی اضافه تر یا کمتر از اون نداشته باشه. این همسایه ی همدانی ما هم که همیشه دوست دارن آداب و رسوم قدیمی شهر خودشون و فرهنگ قدیمشون رو حفظ کنن که ای بین نره برای به دنیا اومدن بچه شون یه کارهای جالبی کردن که از فرهنگ قدیم همدان به جا مونده و من هم الان براتون تعریف می کنم.

قدیما وقتی خدا به یه خونواده ی همدانی فرزندی میداد، اهل خونه برای این که بچه به اصطلاح چشم نخوره و از گزندها و خطرها دور باشه، جدا از توسل به خدا و ائمه، یه سری آئین های سنتی هم داشتن. یکی از اون کارها این بوده که وقتی قنداق بچه رو می‌بستن، دور فندق یا گردویی رو نقره می‌گرفتن و روی شانه بچه به لباسش وصل می‌کردن.

یه رسم دیگه ای هم داشتن به اسم چهل پنبه  این مراسم اینجوری بوده که خانم های فامیل بعد از چهلمین روز تولد، بچه رو کنار آب چشمه ای روون می بردن و اونجا با بستن مسیر آب، چهل تا پنبه نفتی رو که داخلش اسپند قرار داشته آتیش می زدن و روی آب می انداختن. بعد بچه رو روی دود ناشی از سوختن اسپندها می گردوندن. همزمان با این کار هم می خوندن « اسپند دونه دونه، اسپند سی وسه دونه، اومدیم لب رودخونه، بریزیم پنبه دونه، تا روله مان سالم بمونه، به حق شاه زمونه»

انشاالله که تا همیشه این رسم های قشنگ توی ایران با فرهنگمون زنده بمونه.
برای اطلاع از جزئیات بیشتر درباره رسم چهل پنبه همدان لطفاً لینک زیر را دنبال کنید
جزئیات بیشتر
شاید مایل باشید اینها را هم ببینید:
لباس محلی همدان برج قربان